lean
A1فعل/US /liːn/ lēn; UK /liːn/ lēn/
تکه دادن، کم سود، لم دادن
JadoLearn Dictionary
معنی lean به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تکه دادن، کم سود، لم دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مظایقه کردن، یدکی، زاپاس
کم جمعیت، لاغر کردن، زیاد باریک شدن
بی چربی، بی برکت
لاغر، بی گوشت، نحیف
مولود، زائیده، زاده
مولفه
راضی شدن، رضامندی، رضایت
ثابت، دایم
پختن، پخت و پز کردن، پزانیدن
نشان کردن
دوا زدن، دوا دادن، دارو خوراندن
روان، سهل، کاری ندئرد
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.