limit
A1اسم/US /lˈɪmət/ LĬM-ət; UK /lˈɪmət/ LĬM-ət/
حساب، محدودیت قائل شدن، محدود بودن
JadoLearn Dictionary
معنی limit به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
حساب، محدودیت قائل شدن، محدود بودن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
حد
سرحد، مرزی، سجاف کردن
حاشیه، لب، لبه
پایان یابی، پایان دهی، ختم
امساک
وظیفه دار، متعهد، ملتزم
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.