magic
A1اسم/US /mˈædʒɪk/ MĂJ-ĭk; UK /mˈædʒɪk/ MĂJ-ĭk/
طلسم، شعبده بازی، جادو
JadoLearn Dictionary
معنی magic به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
طلسم، شعبده بازی، جادو
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
طلسم، جادو
جادوگری، ساحری، جادو گری
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
مرام، مقصد، کام
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.