main
A1اسم/US /meɪn/ mān; UK /meɪn/ mān/
عمده، اعظم، اصلی
JadoLearn Dictionary
معنی main به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عمده، اعظم، اصلی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مضمون عنه، مدیر مدرسه، مظمون عنه
عمده، باشی، فرمانده
منجر، رهنمایی
کاردینال، عدداصلی
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.