mature
A1صفت/US /mətʃˈʊr/ məch-O͝OR; UK /mətʃˈʊr/ məch-O͝OR/
منقضی شدن، بالغ شدن، منقضی شدن بالغ شدن
JadoLearn Dictionary
معنی mature به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
منقضی شدن، بالغ شدن، منقضی شدن بالغ شدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
رسیده، جا افتاده، رسیده شدن
تمام عیار، بی عیب، عالی ساختن
مهیا، ممهد، حاضر
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
سالمند، معمر، کهنسال
الکلی، باده پرستی، باده پرست
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.