messenger
A1اسم/US /mˈɛsəndʒɚ/ MĔS-ənj-ər; UK /mˈɛsəndʒɚ/ MĔS-ənj-ər/
رسول، چاپار، فرستاده
JadoLearn Dictionary
معنی messenger به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رسول، چاپار، فرستاده
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ترک بند، حامل
پیک، حملهدار
طلایه دار، پیشرو، مژده دهنده
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.