mimic
C1اسم/US /mˈɪmɪk/ MĬM-ĭk; UK /mˈɪmɪk/ MĬM-ĭk/
تقلید در آوردن، ادا در آوردن، تقلید در اوردن ادا در اوردن
JadoLearn Dictionary
معنی mimic به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تقلید در آوردن، ادا در آوردن، تقلید در اوردن ادا در اوردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تقلید کردن، متاسی شدن
جعل کردن، تقلبی
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.