misdemeanor
C1اسم/US /mˌɪsdəmˈiːnɚ/ mĭsd-əm-ĒN-ər; UK /mˌɪsdəmˈiːnɚ/ mĭsd-əm-ĒN-ər/
بزه
JadoLearn Dictionary
معنی misdemeanor به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بزه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جرم، سوء عمل، بدکرداری
سوء رفتار، بدرفتاری
بدسلوکی، بدرفتاری، سوء رفتار
تقصیر، حرج، گناه
حد شکنی
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.