neighborhood
C2اسم/US /nˈeɪbɚhˌʊd/ NĀB-ərh-o͝od; UK /nˈeɪbɚhˌʊd/ NĀB-ərh-o͝od/
اهل محل، مجاورت، همسایگی
JadoLearn Dictionary
معنی neighborhood به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اهل محل، مجاورت، همسایگی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
جوار
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
روپنهان کردن
ابسنت؛ نوشیدنی الکلی سبزرنگ
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.