offer
A1اسم/US /ˈɔfɚ/ ÔF-ər; UK /ˈɔfɚ/ ÔF-ər/
پیشکش کردن، هدیه دادن، عرضه کردن
JadoLearn Dictionary
معنی offer به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
پیشکش کردن، هدیه دادن، عرضه کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عنوان کردن
تکان خوردن، داو کردن، داو کردآن
مناقصه، پیشنهاد مناقصه
قربانی، بلا گردان، اضحی
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.