pardon
A1اسم/US /pˈɑrdən/ PÄRD-ən; UK /pˈɑrdən/ PÄRD-ən/
فرمان عفو، آمرزیدن، عفو کردن
JadoLearn Dictionary
معنی pardon به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
فرمان عفو، آمرزیدن، عفو کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مغفرت، غفران، عفو
تبرئه کردن؛ مبرا کردن؛ آمرزیدن
معذرت خواستن، بهانه، دستاویز
ندیده گرفتن، اغماض کردن، چشم انداز
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.