partly
C1قید/US /pˈɑrtliː/ PÄRTL-ē; UK /pˈɑrtliː/ PÄRTL-ē/
دریک جزء، یک چند، دریک جزء یک چند
JadoLearn Dictionary
معنی partly به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دریک جزء، یک چند، دریک جزء یک چند
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عقب؛ غافلگیر
شکوفا، پر شکوفه
همسطح؛ همردیف؛ آگاه
بفراوانی
یک ور
فعالانه
بحدت
معترفا
برپا
هواسان
بطور نزدیک، کما بیش، تقریبا
به ترتیب الفبا، الفبائی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.