passage
C2اسم/US /pˈæsədʒ/ PĂS-əj; UK /pˈæsədʒ/ PĂS-əj/
گذر، معبر، منفذ
JadoLearn Dictionary
معنی passage به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گذر، معبر، منفذ
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دهلیز
سالن، دالان، سرسرا
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
نفرت شدید؛ انزجار
منکر
خلاصه؛ کوتاهسازی
روپنهان کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.