plain
A1فعل/US /pleɪn/ plān; UK /pleɪn/ plān/
هامون، مسطح، دشت
JadoLearn Dictionary
معنی plain به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
هامون، مسطح، دشت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
هموار کردن، تسطیح کردن، مسطح کردن
لوس، تخت، صاف
نرم، صاف، صاف کردن
مفتوح، فراز، افتتاحکردن
بی هنر، غیر صنعتی
مجانا فرستادن، اجازه عبور دادن، بی تزویر
خالصانه، مخلصانه، یکرنگ
درست کار، راد، درستکار
راست باز، بی تزویر، صاف
ندانم کار، پیشانی گشاده
بی تعارف، کند کردن، بی پرده
عیان، مبرهن، صاف
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.