frank
A1اسم/US /fræŋk/ frăngk; UK /fræŋk/ frăngk/
مجانا فرستادن، اجازه عبور دادن، بی تزویر
JadoLearn Dictionary
معنی frank به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مجانا فرستادن، اجازه عبور دادن، بی تزویر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ندانم کار، پیشانی گشاده
راست باز، بی تزویر، صاف
بی هنر، غیر صنعتی
هامون، مسطح، دشت
مفتوح، فراز، افتتاحکردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.