afternoon
A1اسم/US /ˌæftɚnˈuːn/ ăft-ərn-O͞ON; UK /ˌæftɚnˈuːn/ ăft-ərn-O͞ON/
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
JadoLearn Dictionary
معنی afternoon به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
مرام، مقصد، کام
هوا، باد دادن، هوا خوردن
اعلان خطر، آژیر
هم پیمان، هم سوگند، متحدین
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.