plan
A1اسم/US /plæn/ plăn; UK /plæn/ plăn/
طرح ریزی کردن، نقشه کشیدن، الگو
JadoLearn Dictionary
معنی plan به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
طرح ریزی کردن، نقشه کشیدن، الگو
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نقشه طرح کردن
کوران، باد
توطئه چیدن، توطئه، دسیسه
ترسیم، طراحی کلیات، طراحی کردن
طرح ریزی کردن، پروژه، طرح
طرح کردن، نقش زدن، رسم
تمهید
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.