precise
C1صفت/US /prɪsˈaɪs/ prĭs-ĪS; UK /prɪsˈaɪs/ prĭs-ĪS/
حساس، دقیق، حساس دقیق
JadoLearn Dictionary
معنی precise به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
حساس، دقیق، حساس دقیق
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دقیق؛ درست
عینی
موکد
تصحیح کردن، صحیح، سدید
نکته سنج، نکته بین
دربند، مقید، بخصوص
خوش، خوب و مهربان، خوب
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.