primitive
A1صفت/US /prˈɪmətɪv/ PRĬM-ət-ĭv; UK /prˈɪmətɪv/ PRĬM-ət-ĭv/
ابتدایی، اولیه، ابتدایی اولیه
JadoLearn Dictionary
معنی primitive به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ابتدایی، اولیه، ابتدایی اولیه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نخستین، اولی، اولین
اصل، جرسی، ابتکاری
رادیکال، بن رست، ریشهای
باستانی، دیرنه، عتیقه
قادر؛ توانا
کنشی، پر تحرک، فعال
بالغ، بزرگ سال، بزرگ
مشورتی، نصیحت آمیز، نصیحتی
هویی
ظریف طبع
از پس، پس از، پی
سالمند، معمر، کهنسال
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.