rage
A1اسم/US /reɪdʒ/ rāj; UK /reɪdʒ/ rāj/
بیداد راه انداختن، شدت داشتن، میل مفرط
JadoLearn Dictionary
معنی rage به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بیداد راه انداختن، شدت داشتن، میل مفرط
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
غیظ، قهر، خشم
غضب شدید، تندی
تهییج، جنب و جوش، هیجان
سوداء، هوای نفس، شهوت
هایهو کردن، جور بجور کردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.