range
A1اسم/US /reɪndʒ/ rānj; UK /reɪndʒ/ rānj/
محدوده، رسائی، برد
JadoLearn Dictionary
معنی range به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
محدوده، رسائی، برد
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پرسه زدن
سر گردانی
آواره کردن، سرگردان شدن، پرسه زدن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
مددکار، معونت، اعانه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.