rash
C2فعل/US /ræʃ/ răsh; UK /ræʃ/ răsh/
خیرهسر، بثور، سبکسر
JadoLearn Dictionary
معنی rash به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
خیرهسر، بثور، سبکسر
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ناگهان سقوط کردن، بادست پاچگی
سربجلو، شیرجه رونده
خودسر، مطلق العنان
عجول، عجولانه، دستپاچه
بی تمیز، بی بصیرت
بی محل، بی اعتنا، بیاعتنا
بی اندیشه، بی ملاحظه، بی تعقل
بیدقت، بدون توجه، بی ملاحظه
بی محابا، بی فکر، بی ملاحظه
خوار کردن؛ تحقیر کردن
دستپاچه کردن؛ خجالتزده کردن
بهم زده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.