rate
A1فعل/US /reɪt/ rāt; UK /reɪt/ rāt/
درچند، نرخ بستن، میزان
JadoLearn Dictionary
معنی rate به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
درچند، نرخ بستن، میزان
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تعیین قیمت کردن
برآورد، براورد کردن، برآورد کردن
مولود، زائیده، زاده
مولفه
راضی شدن، رضامندی، رضایت
ثابت، دایم
پختن، پخت و پز کردن، پزانیدن
نشان کردن
دوا زدن، دوا دادن، دارو خوراندن
روان، سهل، کاری ندئرد
دربر گرفتن، شامل بودن، بغل
جریان داشتن، جاری کردن، تندروان شدن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.