ready
A1صفت/US /rˈɛdiː/ RĔD-ē; UK /rˈɛdiː/ RĔD-ē/
روبراه، آماده، فراهم
JadoLearn Dictionary
معنی ready به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
روبراه، آماده، فراهم
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سوفلوری کردن، عاجل، سریع کردن
تردست، زبردست
صنیع، بامهارت
سهل الاستعمال، قابل استفاده
ماهر، متخصص، کارثناس
سهل الحصول
روان، سهل، کاری ندئرد
بموقع، بهنگام
مهیا، ممهد، حاضر
خواهان، حاضر، راغب
میدانی، سر دادن، آزادی بخشیدن
قادر؛ توانا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.