reasonable
C2اسم/US /rˈiːzənəbəl/ RĒZ-ən-əb-əl; UK /rˈiːzənəbəl/ RĒZ-ən-əb-əl/
برهانی، معقول، حسابی
JadoLearn Dictionary
معنی reasonable به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
برهانی، معقول، حسابی
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
عقلانی، عقلایی، عقلی
باانصاف، باعدالت، عدل پرور
درست کار، راد، درستکار
متساوی، منصف، منصفانه
بازار مکاره، حق بین، کرایه
فراخور، برازنده، درخور
معتدل کردن، معتدل، میانگیر
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.