reflect
C1اسم/US /rɪflˈɛkt/ rĭfl-ĔKT; UK /rɪflˈɛkt/ rĭfl-ĔKT/
اندیشیدن، انعکاس داشتن، منعکس ساختن
JadoLearn Dictionary
معنی reflect به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اندیشیدن، انعکاس داشتن، منعکس ساختن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سر بجیب فرو بردن، اندیشه کردن، سگالیدن
میانجی شدن، میانجی گری کردن، پا بمیان گذاشتن
تعمق کردن، تامل کردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.