reform
A1فعل/US /rəfˈɔrm/ rəf-ÔRM; UK /rəfˈɔrm/ rəf-ÔRM/
اصلاح کردن، بهسازی کردن، بازساخت
JadoLearn Dictionary
معنی reform به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
اصلاح کردن، بهسازی کردن، بازساخت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تصحیح کردن، صحیح، سدید
غلط گیری کردن
بندزدن
ترمیم، مرمت کردن، تعمیر کردن
احری
بهبودی دادن، بهتر نمودن، بهتر کردن
اعاده کردن، اعاده دادن، سالم کردن
اصلاحیه، اصلاح
یکسوسازی، راستگری
مولود، زائیده، زاده
مولفه
راضی شدن، رضامندی، رضایت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.