refractory
C2صفت/US /rəfrˈæktɚiː/ rəfr-ĂKT-ər-ē; UK /rəfrˈæktɚiː/ rəfr-ĂKT-ər-ē/
گردن کش، جسم نسوز، دیر گداز
JadoLearn Dictionary
معنی refractory به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گردن کش، جسم نسوز، دیر گداز
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
سرکش
خیرهسر، خیره سر، سرسخت
متعند، معاند، خودسر
غیرقابل کنترل، لجام گسیخته
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
اکتساب کننده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.