refresh
C2اسم/US /rɪfrˈɛʃ/ rĭfr-ĔSH; UK /rɪfrˈɛʃ/ rĭfr-ĔSH/
تجدید نیرو کردن، لب تر کردن، با طراوت کردن
JadoLearn Dictionary
معنی refresh به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تجدید نیرو کردن، لب تر کردن، با طراوت کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خنک نگاهداشتن، سرد کردن
نیرو دادن، نیرو بخشیدن
احیاء کردن، احیا کردن، دوباره دایر شدن
تجدید کردن، بازنو کردن، تجدید شدن
اعاده کردن، اعاده دادن، سالم کردن
روح دادن، حیات بخشیدن
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.