repel
C1اسم/US /rɪpˈɛl/ rĭp-ĔL; UK /rɪpˈɛl/ rĭp-ĔL/
دفع کردن
JadoLearn Dictionary
معنی repel به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دفع کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مقاومت کردن، ایستادگی کردن، استقامت بخرج دادن
معترض شدن، مصاف دادن، مخالفت کردن
وازدن، مطرود کردن، رد کردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.