report
A1اسم/US /riːpˈɔrt/ rēp-ÔRT; UK /riːpˈɔrt/ rēp-ÔRT/
گزارش دادن، گزارش کردن، معرفی کردن
JadoLearn Dictionary
معنی report به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گزارش دادن، گزارش کردن، معرفی کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
حکایت گفتن، حدیث کردن، نقل کردن
گفتن، نقل کردن، فرق گذاردن
از برخواندن، درس راپس دادن، انشاد کردن
حساب؛ گزارش؛ توضیح دادن
انتساب، مناسبت، نسبت
نقالی، نقل، گویندگی
بتفصیل شرح دادن، تفصیل، بتفصیل بیان کردن
توصیف، وصف، مشخصات
رسیتال
روایت، نقلی
حکایت، سرگذشت، قصه
شایعه، چو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.