reputation
C2اسم/US /rˌɛpjətˈeɪʃən/ rĕpy-ət-ĀSH-ən; UK /rˌɛpjətˈeɪʃən/ rĕpy-ət-ĀSH-ən/
عرض، شهرت، آوازه
JadoLearn Dictionary
معنی reputation به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عرض، شهرت، آوازه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نسیه بردن، امتیاز دادن، ستون بستانکار
آوازه داشتن
تشخیص دادن، حرمت کردن، مبالات
براورد، تخمین
منزلت، عزت، اعتبار
سرافرازی، گرامی داشتن، تشرف
چیز نفرتانگیز؛ رجس
موریانهخوار آفریقایی
صدف خوراکی آبالون
خواری؛ تحقیر
کشتارگاه
تعلیق؛ توقف موقت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.