reserve
A1اسم/US /rɪzˈɝv/ rĭz-ƏRV; UK /rɪzˈɝv/ rĭz-ƏRV/
ذخیره، محفوظ کردن، رزرو کردن
JadoLearn Dictionary
معنی reserve به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ذخیره، محفوظ کردن، رزرو کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
حبس
محدودیت
برودت، سردی، نامهربانی
جلو گیری
محجوبیت، خجلت، حجب
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.