resignation
C1اسم/US /rˌɛzəɡnˈeɪʃən/ rĕz-əgn-ĀSH-ən; UK /rˌɛzəɡnˈeɪʃən/ rĕz-əgn-ĀSH-ən/
استعفا، کنارهگیری، کناره گیری
JadoLearn Dictionary
معنی resignation به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
استعفا، کنارهگیری، کناره گیری
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
طاقت، حوصله، شکیبایی
تسلیم شدن، تسلیم
رهاسازی؛ ترک
کنارهگیری رسمی؛ استعفا از سلطنت
قطع علاقه
فرمانبرداری، اذعان، انقیاد
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.