round
A1فعل/US /raʊnd/ round; UK /raʊnd/ round/
مستدیر، غلطان، گرد
JadoLearn Dictionary
معنی round به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مستدیر، غلطان، گرد
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
حلقهای، دایره وار، متحدالمآل
گلبولوار، گوی مانند
لولهای، استوانهای
سیر، تام، آگندن
گوشتالو شدن، چاق وچله، فربه ساختن
مولود، زائیده، زاده
مولفه
راضی شدن، رضامندی، رضایت
ثابت، دایم
پختن، پخت و پز کردن، پزانیدن
نشان کردن
دوا زدن، دوا دادن، دارو خوراندن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.