rout
C2فعل/US /raʊt/ rout; UK /raʊt/ rout/
تار و مار کردن، هزیمت، تار و مار کردن هزیمت
JadoLearn Dictionary
معنی rout به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تار و مار کردن، هزیمت، تار و مار کردن هزیمت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ایجاد اشکال کردن، دچار مانع کردن
خوار کردن؛ تحقیر کردن
دستپاچه کردن؛ خجالتزده کردن
بهم زده
لغو کردن؛ باطل کردن
هممرز بودن؛ مجاور بودن
پذیرفتن؛ ملحق شدن؛ به مقام رسیدن
واقعی کردن
بهم پیوستن
جازن
نسبت ازدواجی
وحشت زده
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.