save
A1اسم/US /seɪv/ sāv; UK /seɪv/ sāv/
صرفه جویی کردن، اندوختن، رهایی دادن
JadoLearn Dictionary
معنی save به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
صرفه جویی کردن، اندوختن، رهایی دادن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تخلیص کردن، دریافتن، رهانیدن
رستگار کردن، تخلیص کردن، رساندن
صیانت کردن، حمایت کردن، حفاظت کردن
مظایقه کردن، یدکی، زاپاس
ذخیره، محفوظ کردن، رزرو کردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.