scholar
C1اسم/US /skˈɑlɚ/ SKÄL-ər; UK /skˈɑlɚ/ SKÄL-ər/
دانشجو، ادیب، محقق
JadoLearn Dictionary
معنی scholar به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دانشجو، ادیب، محقق
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
حدقه، سواد العین، مردمک چشم
یادگیرنده
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.