shining
C1صفت/US /ʃˈaɪnɪŋ/ SHĪN-ĭng; UK /ʃˈaɪnɪŋ/ SHĪN-ĭng/
لامح، فروزنده، نورافشان
JadoLearn Dictionary
معنی shining به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
لامح، فروزنده، نورافشان
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
زرنگ، آفتابی، پرنور
پرتو افکن، درخشنده، متشعشع
پر جلوه
فروزنده، مشعشع، برلیان
پرشکوه، باشکوه، باجلال
پایدار؛ ماندگار
بومی؛ از نخستین ساکنان
ساینده؛ تندخو
شرمنده؛ خجالتزده
راهبی، دیری، خانقاهی
شکم گنده
بی تکلیف
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.