sight
A1اسم/US /saɪt/ sīt; UK /saɪt/ sīt/
رویت کردن، دید، منظره
JadoLearn Dictionary
معنی sight به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
رویت کردن، دید، منظره
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
باصره، بصر، بینایی
نظر انداختن، نگرش، نظر
ابراز داشتن، جلوه گر ساختن، نمایش دادن
منظره
نیابت
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.