skirmish
C1اسم/US /skˈɝmɪʃ/ SKƏRM-ĭsh; UK /skˈɝmɪʃ/ SKƏRM-ĭsh/
کشمکش، زد و خورد، کشمکش زد و خورد
JadoLearn Dictionary
معنی skirmish به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کشمکش، زد و خورد، کشمکش زد و خورد
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
محیط دانشگاهی؛ جهان آکادمیک
تحسین؛ تحسین کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.