sluggish
C2صفت/US /slˈʌɡɪʃ/ SLŬG-ĭsh; UK /slˈʌɡɪʃ/ SLŬG-ĭsh/
کساد، لش، آهسته رو
JadoLearn Dictionary
معنی sluggish به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کساد، لش، آهسته رو
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
نا کار
بی پروپا، تنبل، تنبلی کردن
لش، تنبل، تن پرست
عقب افتاده
کاهل
کند، یواش، کندرو
راکد، کند، بیمزه
کسل کننده، چرت زن
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.