lazy
C2صفت/US /lˈeɪziː/ LĀZ-ē; UK /lˈeɪziː/ LĀZ-ē/
لش، تنبل، تن پرست
JadoLearn Dictionary
معنی lazy به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
لش، تنبل، تن پرست
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بی پروپا، تنبل، تنبلی کردن
کاهل
کساد، لش، آهسته رو
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
دشوارفهم؛ پیچیده
اکتساب کننده
حالی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.