smooth
A1صفت/US /smuːð/ smo͞oth; UK /smuːð/ smo͞oth/
نرم، صاف، صاف کردن
JadoLearn Dictionary
معنی smooth به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
نرم، صاف، صاف کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تخت، زوج، حتی
هامون، مسطح، دشت
هموار کردن، تسطیح کردن، مسطح کردن
لوس، تخت، صاف
صیقل خورده، صیقلی
لعابی، لعابدار
چرب ونرم
لمس، نرم، شل
بدون شدت، ملایم، نرم
آرامی بخش، پرنواز، نشاننده
خوش زبان
متملقانه، تملق آمیز، مزاج گو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.