soil
A1اسم/US /sɔɪl/ soil; UK /sɔɪl/ soil/
چرک شدن، خاکی کردن، پلید کردن
JadoLearn Dictionary
معنی soil به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
چرک شدن، خاکی کردن، پلید کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
چرک، کثافت، چرکی
کثیف کردن، نجس، ملوت
ناشیانه رنگ زدن
لکه، شایبه، رنگ پس دادن
کدر شدن، کدر کردن، کدورت
بی حرمت کردن، نجس کردن، بی عفت کردن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.