sorrow
A1اسم/US /sˈɑroʊ/ SÄR-ō; UK /sˈɑroʊ/ SÄR-ō/
تاثر، غمزدگی، حزن
JadoLearn Dictionary
معنی sorrow به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
تاثر، غمزدگی، حزن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
اندوه، دق، غصه
اسف، دریغ، حسرت
پژمانی، غمگینی، تاثر
سنگینی
عزاداری، عزا، سوگواری
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.