stand
A1اسم/US /stænd/ stănd; UK /stænd/ stănd/
ایستادن، برپا ماندن، دکه
JadoLearn Dictionary
معنی stand به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ایستادن، برپا ماندن، دکه
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
موقوف شدن، بند آوردن، متوقفکردن
ایست کردن، متوقف کردن، ایست دادن
راحت کردن، استراحت، آسایش کردن
ایجاد وقفه، وقفه
گرفتگی، انسداد، سده
سرگردانی، حیرانی، حیرت
دشواری، گرفتگیری، گرفتاری
رودربایستی، شرمساری، شرمندگی
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.