suffer
C1اسم/US /sˈʌfɚ/ SŬF-ər; UK /sˈʌfɚ/ SŬF-ər/
درد کشیدن، دچار شدن، رنج دیدن
JadoLearn Dictionary
معنی suffer به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
درد کشیدن، دچار شدن، رنج دیدن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خرس، دب
بردباری کردن، مداومت بامری دادن، مداومت کردن
تکیه گاه، نگاهداری، جانبداری
رزق دادن، طاقت آوردن، نفقه دادن
جیز شمردن، اذن دادن، اجازه دادن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.