supply
A1اسم/US /səplˈaɪ/ səpl-Ī; UK /səplˈaɪ/ səpl-Ī/
عرضه، تهیه کردن، عرضه تهیه کردن
JadoLearn Dictionary
معنی supply به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
عرضه، تهیه کردن، عرضه تهیه کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
فراهم کردن، مقعر کردن، مقرر داشتن
وزیر
همکاری و کمک کردن، هم بخشی کردن
ثمر، محصول دادن، بیرون دادن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
سالخورده شدن، عصر، قدم
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.