suspension
C1اسم/US /səspˈɛnʃən/ səsp-ĔNSH-ən; UK /səspˈɛnʃən/ səsp-ĔNSH-ən/
آویزش، تعلیق، اندروا
JadoLearn Dictionary
معنی suspension به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
آویزش، تعلیق، اندروا
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دیر کرد، تانی، درنگ
ایجاد وقفه، وقفه
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
پرهیز؛ امساک
انتزاع؛ مفهوم انتزاعی
پوچی؛ امر مضحک
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.